حمله آمریکا حافظه تاریخی اصفهان را نشانه رفت
به گزارش جنوب استان، پدرام پاکآیین در یادداشتی با عنوان «مظلومیت اصفهان در جنگ تحمیلی سوم»، حمله آمریکا به اصفهان را شبیخونی به ریشههای هویت ملی و حافظه تاریخی ایرانیان دانست.
پاکآیین در ابتدای این یادداشت، مشاهدات خود از سفر جمعه گذشته به اصفهان را روایت کرد و نوشت که این بار، اصفهان «هستی و مستی همیشگی» خود را نداشت؛ مسجد، بازار، کاخ و میدان، هر یک راوی غربتی جانکاه بودند، کاشیهای فیروزهای زخم برداشته و عطر هل و زعفران از کوچهباغهای شهر رخت بربسته بود.
وی با توصیف وضعیت اصفهان افزود که بغضی سنگین گلویش را میفشرد؛ زیرا این شهر را رنجور و مجروح یافته بود. به نوشته او، گنجینه بیبدیل فرهنگ، هنر، حکمت و تاریخ در سکوتی تلخ فرو رفته بود؛ شهری که هویت ایرانیِ مسلمان را در متن زندگی روزمره مجسم میکرد و با خشت و آینه، کاشی و کلمه، میدان و مناره، بازار و باغ، حافظه تاریخی ایران را بازمیآفرید.
پاکآیین اصفهان را شهری توصیف کرد که هر کوچه آن فصلی از کتاب ایران و هر ستون و ایوانش سطری از دفتر تمدن این سرزمین است؛ اما اکنون خود سر در گریبان غربت دارد.
حملهای فراتر از یک عملیات نظامی
نویسنده یادداشت، آنچه را در «جنگ رمضان» بر اصفهان گذشت، صرفاً یک عملیات نظامی ندانست. به نوشته او، دهها تن بمب و موشک بر شهری فرود آمد که با بیش از ۲۲ هزار اثر ملی، پس از مکه، از بزرگترین کانونهای تمدنی جهان اسلام و از مهمترین مراکز فرهنگ و هنر آسیا به شمار میرود.
وی همچنین نوشت که در این حملات، ساختمان استانداری اصفهان نیز ویران شد؛ ساختمانی که به ادعای او، تنها استانداری کشور بود که هدف حملهای گسترده و مستقیم قرار گرفت.
پاکآیین با اشاره به برآورد خسارتهای مالی افزود که حجم خسارتهای واردشده به اصفهان، از نظر مالی حتی بیش از تهران ارزیابی شده است. از نگاه او، این موضوع نشان میدهد که جنگ تحمیلی رمضان فقط جنگی علیه خاک و تمامیت ارضی ایران نبود، بلکه نبردی علیه هویت، حافظه و معنای ایران به شمار میرفت.
وی حمله آمریکا به اصفهان را شبیخونی به ریشههای هویت ملی و حافظه تاریخی ایرانیان توصیف کرد و نوشت که وسعت ویرانگری آن را به دشواری میتوان با یورش مغول و تاتار یا حتی تجاوز رژیم بعث عراق مقایسه کرد.
جایگاه اصفهان در نوزایی تاریخی ایران
در ادامه این یادداشت آمده است که اصفهان پس از ظهور اسلام و با برآمدن دولت صفوی، به جایگاهی رفیع دست یافت که همچنان بر فراز قلههای تاریخ ایران میدرخشد.
به نوشته پاکآیین، صفویان پس از قرنها آشفتگی و پراکندگی، ایران را بار دیگر بر مدار وحدت، اقتدار و استقلال نشاندند و عصر صفوی را به روزگار نوزایی ایران تبدیل کردند؛ عصری که در آن، دولت ملی احیا شد، استقلال سیاسی استقرار یافت و تشیع به یکی از ارکان هویت تاریخی ایران تبدیل شد.
وی بر همین اساس تأکید کرد که حمله به دولتخانه صفوی در اصفهان را نباید فقط تعرض به مجموعهای تاریخی دانست؛ بلکه این حمله، کنشی نمادین علیه نقطهای از تاریخ ایران بود که ایرانیان از آن بار دیگر قد برافراشتند و به وحدت، اقتدار و استقلال دست یافتند.
پاکآیین نوشت: «گویی دشمنان بهدرستی دریافته بودند که اصفهان، شهر حکمت، گفتوگو و سنت دیرپای تمدنی ایران، با قرائت عقلانی از اسلام، یکی از مهمترین موانع در برابر خشونت، افراطگرایی و جمود تکفیری در منطقه جنوب غرب آسیاست.»
بازسازی اصفهان؛ احیای حافظه یک ملت
نویسنده این یادداشت از دولت چهاردهم خواست اصفهان را نه صرفاً در قامت یک شهر، بلکه بهمثابه گنجخانه هویت تاریخی ایران و اسلام و یکی از بنیادیترین کانونهای فرهنگ، پیشرفت، معنویت و همبستگی ملی ببیند.
به اعتقاد او، با چنین نگاهی، بازسازی اصفهان تنها به مرمت چند بنای تاریخی آسیبدیده محدود نمیشود؛ بلکه به احیای حافظه تاریخی یک ملت و سرمایهگذاری برای پاسداری از هویت ملی، انسجام اجتماعی و ارتقای سرمایه تمدنی ایران میانجامد.
پاکآیین در پایان نوشت: «هر آجری که بر جای خود مینشیند، تنها بخشی از یک بنا را بازنمیسازد؛ بلکه پارهای از حافظه و هویت ایران را استوار میکند.»
نویسنده یادداشت: پدرام پاکآیین

خبرنگار پایگاه خبری جنوب استان می باشد.









ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰