پتروشیمی را قربانی تیترهای هیجانی نکنیم؛ مطالبهگری آری، مدیرعاملکشی نه!
به گزارش جنوب استان، روزهایی که اقتصاد ایران همزمان با تحریم، محدودیتهای صادراتی، اختلال در زنجیره تأمین و شرایط جنگی روبهروست، قضاوت درباره عملکرد یک شرکت پتروشیمی با یک تیتر و عکس مدیرعامل، نه حرفهای است و نه منصفانه.
پتروشیمی یک صنعت زنجیرهای و پیچیده است. تولید و فروش یک مجتمع فقط به تصمیم مدیرعامل وابسته نیست؛ خوراک، گاز، برق، تعمیرات، قطعات، حملونقل، بیمه، تأمین مالی، بازار جهانی، نرخ ارز، امکان صادرات، تحریم و سیاستهای اقتصادی کشور، همه در نتیجه نهایی نقش دارند. پس وقتی تولید یا صادرات یک شرکت افت میکند، سؤال اول خبرنگار نباید این باشد که مدیرعامل چه کسی است؟
سؤال واقعی باید این باشد
- چرا افت کردهایم؟
- آیا خوراک کم شده؟
- آیا محدودیت انرژی وجود داشته؟
- آیا جنگ به زیرساخت یا حملونقل آسیب زده؟
- آیا تحریم مسیر فروش و انتقال پول را بسته؟
- آیا بازار جهانی افت کرده؟
- یا واقعاً تصمیم مدیریتی اشتباه بوده است؟
این دقیقاً همان مرزی است که خبرنگاری حرفهای را از تیترسازی شخصمحور جدا میکند.
اما این حرف به معنای مصونیت مدیران نیست. اتفاقاً پتروشیمی به دلیل گردش مالی، صادرات، ارزآوری و نقش آن در اقتصاد کشور، باید یکی از جدیترین حوزههای مطالبهگری رسانهای باشد. مردم حق دارند بدانند یک شرکت چقدر تولید کرده، چقدر فروخته، چقدر صادر کرده، درآمدش کجاست، چه قراردادهایی بسته، چه پروژههایی دارد، چه میزان سرمایهگذاری کرده و تصمیمات مدیریتی چه اثری بر عملکرد شرکت گذاشته است.
اما مطالبهگری با متهمسازی فرق دارد. اگر مدیری فساد کرده، باید با سند و عدد افشا شود. اگر تصمیم اشتباهی گرفته، باید مشخص شود آن تصمیم چه خسارتی ایجاد کرده است. اگر تخلفی در قرارداد، فروش، صادرات، شرکتهای واسطه، انتصابات یا بازگشت ارز وجود دارد، خبرنگار باید آن را دنبال کند. ولی اگر کاهش تولید نتیجه تحریم، جنگ، قطع خوراک، محدودیت
انرژی یا عوامل خارج از اختیار مدیریت است، چرا باید تصویر مدیرعامل را کنار یک تیتر منفی گذاشت تا مخاطب ناخودآگاه او را مقصر بداند؟
مدیرعامل مسئول است؛ اما همهکاره نیست. از آن طرف، وقتی یک پتروشیمی رکورد تولید میزند نیز نباید همه موفقیت را به نام یک نفر نوشت. پشت یک مجتمع پتروشیمی، هزاران نیروی متخصص، کارگر، مهندس، تیم تعمیرات، زنجیره تأمین و سالها سرمایهگذاری قرار دارد.
پتروشیمی محصول یک نفر نیست؛ محصول یک سازمان و یک زنجیره اقتصادی است.
مشکل دیگری که باید جدی گرفت، تبدیل مطالبهگری به چهرهکشی است. اینکه یک مدیر در یک مجموعه حکومتی یا دولتی فعالیت میکند، بهخودیخود دلیل فساد یا ناکارآمدی او نیست. همانطور که مدیر بودن، کسی را از پاسخگویی معاف نمیکند. معیار باید عملکرد باشد، نه برچسب.
خبرنگار نباید روابط عمومی مدیرعامل باشد؛ اما نباید دادستان او هم باشد.
رسانه باید چشم مردم باشد؛ عدد بخواهد، سند بخواهد، قرارداد ببیند، سؤال بپرسد و پاسخ را منتشر کند.
مردم سؤال میکنند.
خبرنگار تحقیق میکند.
مدیر پاسخ میدهد.
اگر پاسخ قانعکننده نبود، رسانه با سند پیگیری میکند.
این یعنی مطالبهگری واقعی.
در شرایط جنگی، حمایت از تولید ملی به معنای چشم بستن بر فساد نیست؛ همانطور که مبارزه با فساد نباید به معنای تخریب هر مدیری باشد که نامش در یک خبر آمده است. نه جنگ باید بهانهای برای پنهان کردن فساد شود، نه فساد بهانهای برای مقصر جلوه دادن مدیران در هر افت تولید.
پرسش اساسی این است
کدام بخش از عملکرد در اختیار مدیر بوده و کدام بخش خارج از اختیار او؟ سهم هرکدام چقدر بوده و سندش کجاست؟
اگر رسانه بتواند همین سؤال ساده را جدی بگیرد، هم میتواند فساد را افشا کند، هم از مدیر سالم دفاع کند و هم اعتماد مردم را برگرداند. خبرنگار حرفهای کسی نیست که همیشه علیه مدیر بنویسد؛ کسی است که وقتی مدیر اشتباه میکند
بپرسد چرا؟
وقتی موفق میشود بپرسد چگونه؟ و وقتی واقعاً شرایط خارج از اختیار اوست، شجاعت داشته باشد بگوید:
اینبار، مقصر مدیرعامل نیست.
این یعنی خبرنگاری؛
نه مدیرعاملپرستی، نه مدیرعاملکُشی؛ فقط حقیقت.

خبرنگار پایگاه خبری جنوب استان می باشد.









ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰