نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش جنوب استان، حمید کبودجای، متولد و ساکن بندر سیراف، در آزمون دکتری حقوق ۱۴۰۵ رتبه ۴۸ را کسب کرده و در دوره روزانه دانشگاه شیراز پذیرفته شده است. او در این گفت وگو از زندگی در سیراف، تحصیل در مهندسی نرم افزار، سال های تدریس در حوزه کامپیوتر و برنامه نویسی، ورود به […]
به گزارش جنوب استان، حمید کبودجای، متولد و ساکن بندر سیراف، در آزمون دکتری حقوق ۱۴۰۵ رتبه ۴۸ را کسب کرده و در دوره روزانه دانشگاه شیراز پذیرفته شده است. او در این گفت وگو از زندگی در سیراف، تحصیل در مهندسی نرم افزار، سال های تدریس در حوزه کامپیوتر و برنامه نویسی، ورود به کارشناسی رسمی دادگستری، تغییر مسیر به حقوق، قبولی در آزمون وکالت و ادامه این مسیر تا دکتری حقوق سخن گفته است.
آنچه در ادامه می خوانید، مشروح این گفت وگو است:
۱. خب آقا حمید، شنیدیم اهل سیراف هستید؛ شهری با قدمت تاریخی و هویت خاص خودش. اول کمی از سیراف برایمان بگویید؛ از اینکه اهل یک شهر باستانی هستید چه حسی دارید و فکر می کنید بزرگ شدن در چنین فضایی چه تأثیری روی شخصیت و نگاه شما به زندگی داشته؟ ابتدا خودتان را معرفی کنید.
من حمید کبودجای هستم، متولد و ساکن در بندر سیراف.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در این شهر باستانی و متوسطه را در رشته ریاضی و فیزیک در دبیرستان نمونه علامه طباطبایی خورموج گذراندم. بزرگ شدن در شهری که رگ های تاریخ در آن جریان دارد، به آدم یه حس عمیق از ریشه و تعلق می دهد. سیراف به من همیشه یادآور این هست که تمدن ها می آیند و می روند، اما هویت آدم اگر به گذشته اش وصل باشد، هیچ وقت گم نمی شود.
این فضا باعث شد همیشه نگاهی فراتر از زمان به مسائل داشته باشم و بدانم هر قدمی که برمی دارم، روی خاک تاریخ گذشته است و خودم را مهیای این موضوع کنم که بتوانم آثاری را از خودم برجا بگذارم که برای آیندگان مفید باشد.
۲. شنیدیم قبل از ورود به رشته حقوق، زمینه اصلی تحصیلی و کاری شما کامپیوتر و فناوری اطلاعات بوده و حتی مدتی هم در این حوزه تدریس می کردید. چه شد که از دنیای IT به سمت حقوق آمدید؟ این تغییر مسیر از قبل در ذهنتان بود یا یک تصمیم ناگهانی بود؟
نه، ناگهانی نبود.
درسته، من فارغ التحصیل ممتاز کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار از دانشگاه علم و صنعت ایران بودم. سال ها در زمینه کامپیوتر و برنامه نویسی در دانشگاه خلیج فارس و دانشگاه آزاد تدریس می کردم و عاشق منطق و ساختارش بودم.
سال ۱۳۹۹ که قدم در مسیر کارشناسی رسمی دادگستری در رشته فناوری اطلاعات گذاشتم و وقتی در دادگاه و پرونده های دادگستری و خیل عظیمی از مشکلات حقوقی مردم، جهت نظریات کارشناسی پا گذاشتم، لازم شد که مقداری هم مطالب حقوقی را مطالعه کنم و آنجا بود که احساس کردم حقوق و تجزیه و تحلیل روابط حقوقی بین انسان ها، بسیار به تجزیه و تحلیل سیستمی در الگوریتم ها و زبان های برنامه نویسی نزدیک هست.
موضوع دیگر اینکه متوجه شدم در حقوق چقدر می شود به انسان ها کمک کرد. یه روز نشستم و به این موضوع فکر کردم که: «با این همه ابزار دیجیتال، چیزی که جامعه رو نجات میده، خود انسان ها و روابطشونه، هر چند که ابزارهای دیجیتال هم برای رفع مشکلات کمک کننده هستند اگر درست مدیریت شوند»؛ اون نقطه که شروع شد. مثل یه مهاجرت فکری بود؛ نه فرار از IT و هم اکنون می بینم که چقدر IT و ابزارهای سیستمی در حقوق کاربرد دارند.
فناوری اطلاعات و تفکر سیستماتیک، لازمه کاری زندگی امروزه هستند و هرگز از اینکه ابتدا مهندسی نرم افزار و برنامه نویسی را یاد گرفتم ناراضی نیستم و همچنان هم از آن استفاده می کنم و برایم کاربرد دارد.
۳. وقتی کسی از رشته ای مثل فناوری اطلاعات وارد حقوق می شود، طبیعتاً با دو فضای کاملاً متفاوت روبه روست. برای خود شما این تغییر چقدر سخت بود؟ هیچ وقت در شروع مسیر حقوق با خودتان نگفتید «شاید انتخاب اشتباهی کرده ام»؟
اوایل کمی سخت بود؛ چون از دنیای اعداد و الگوریتم اومدم به دنیای کلمات و تفسیر. آن هم با اینکه من آشنایی اندکی با زبان عربی داشتم، اما بیشتر مطالب حقوق ما از فقه گرفته شده است.
اوایل احساس غربت می کردم، مخصوصاً وقتی می دیدم بچه های حقوق راحت تر از من اصطلاحات رو به کار می برن. چند بار گفتم «شاید اشتباه می کنم و این مسیر من نیست»، اما از خواندن و یادگیری مطالب جدید لذت می بردم و هرچه جلوتر می رفتم، با آن فضا آشناتر می شدم.
کم کم دریافتم داستان ها و پرونده های حقوقی هم جالبند و هر پرونده روح دارد، زیرا طرفین پرونده روح دارند و صرفاً یک دستگاه دیجیتالی نیستند. هر پرونده یک سرنوشت هست. این بود که به حقوق و روابط حقوقی بین انسان ها علاقه مند شدم.
۴. آقا حمید، لابه لای صحبت هایتان متوجه شدیم که قبلاً در آزمون وکالت هم قبول شدید. چه شد که بعد از قبولی وکالت، تصمیم گرفتید یک قدم دیگر بردارید و به سمت دکتری بروید؟
چون عاشق یادگیری مطالب جدید و استفاده کردن از آن مطالب هستم، هر بار که به یک موضوعی آگاه می شوم، دوست دارم موضوعات جدید دیگری را یاد بگیرم.
امام صادق(ع) می فرماید: «دو نفر هستند که هرگز سیر نمی شوند: طالب دانش و طالب ثروت…»
امیدوارم این شوق به یادگیری، موجب کارایی در آینده و از موجبات خدمت بیشتر باشد.
بعد از قبولی در آزمون وکالت، تصمیم گرفتم سطح دانش و اندوخته هایم را زیادتر کنم که بتوانم در آینده از آن بیشتر استفاده کنم.
۵. قبولی وکالت برای خیلی ها خودش یک مقصد مهم است؛ برای شما چرا پایان مسیر نبود؟ چه چیزی در درونتان بود که گفتید «هنوز باید ادامه بدهم»؟
وکالت برام ابتدای راه دانش حقوقی بود، اما دکتری نقشه یک مسیری هست برای مقصدی که هنوز کامل نمی شناسمش…
همچنان با خودم می گویم: «این تازه اول راه است و این جاده آموختن انتها ندارد».
۶. وقتی برای اولین بار رتبه ۴۸ آزمون دکتری حقوق ۱۴۰۵ را در کارنامه دیدید، دقیقاً چه حسی داشتید؟ اولین واکنشتان چه بود؟
وقتی نتیجه را دیدم، دیدم رتبه ام خیلی خوب شده است. هر چند در این روزهای تلخ جنگ و مصیبت ها، غم عجیبی در دلم وجود داشت، اما با دیدن این نتیجه، از ته دل با دیدن این رتبه خوشحال شدم و همه زحمت ها و مطالعه کردن ها یادم آمد و با خودم گفتم: «ارزشش را داشت».
۷. لحظه ای که فهمیدید دوره روزانه دانشگاه شیراز پذیرفته شده اید را یادتان هست؟ آن لحظه بیشتر حس خوشحالی داشتید، آرامش یا ناباوری؟
آن روز برای بررسی یک پرونده جهت اظهار نظر کارشناسی به دادگستری شهرستان دشتی رفته بودم. پرونده را مطالعه و از اسناد مورد نیاز آن کپی گرفتم و پس از آن داشتم به سمت دادگستری شهرستان دشتستان می رفتم و پرونده ای را نیز باید در دادگستری شهرستان دشتستان مطالعه می کردم که بتوانم نظر کارشناسی بدهم.
در مسیر متوجه شدم که نتایج نهایی منتشر شده است. در پارکینگی توقف کردم و صفحه نتایج را باز کردم، اما آن را نگاه نکردم!
در دلم گفتم خدایا اگر من در آزمون دکتری روزانه امسال قبول شدم یه قول میدم؛ اینکه در این مسیر حق و حقوق و عدالت، هیچ گاه ناحقی نکنم و برای مطامع دنیایی، هیچ وقت حق کسی را ضایع نکنم.
و وقتی چشم هایم را باز کردم، ترکیبی از خوشحالی و آرامش بود؛ انگار مسیر طولانی به یه چشمه زلال رسیده باشم. ناباوری در حدی بود که چند بار کارنامه رو چک کردم.
۸. آیا نتیجه ای که گرفتید همان چیزی بود که قبل از آزمون انتظار داشتید یا خودتان هم از نتیجه غافلگیر شدید؟
قبل از انتشار نتیجه، در خوف و رجا بودم. گاهی می گفتم بعضی از توانمندی های تو موجب جلب نظر اساتید معظم دانشگاه شیراز خواهد بود و پذیرفته می شوی.
مثلاً می گفتم رتبه اول فارغ التحصیلی مقطع ارشد دانشگاه سراسری علم و صنعت، ۱۶ نیم سال سابقه تدریس در دانشگاه سراسری خلیج فارس، رتبه اول فارغ التحصیلی در مقطع لیسانس حقوق، کارشناسی رسمی دادگستری و پژوهش ها و مقالاتی که در زمینه حقوق فناوری اطلاعات و تحقیقاتی که در این زمینه داری، موجب جلب نظر اساتید خواهد شد و قبول می شوی.
گاهی هم خوف وجود داشت که به هر حال در حقوق اول راهی و ممکن است نمره مصاحبه ات خوب نباشد و پذیرفته نشوی.
البته یادم می آید سوالات تخصصی حقوقی که در مصاحبه پرسیدند، نسبتاً تسلط داشتم. یه حس درونی می گفت «شاید اتفاق خوبی بیفته»، و شد.
۹. در مسیر مطالعه برای دکتری، لحظه ای بود که واقعاً احساس کنید دیگر توان ادامه دادن ندارید؟ اگر بله، چه چیزی باعث شد دوباره بلند شوید و ادامه دهید؟
خیلی کم. بسیار کم بود که شاید از اینکه موفق شوم، دلسرد می شدم، اما همیشه به خودم می گفتم کار من مطالعه و یادگیری هست و این مطالعه و یادگیری قطعاً هم به کار خودم می آید و هم به کار دیگران.
وظیفه من حرکت کردن است و سعی می کردم به نتیجه فکر نکنم و به برنامه ریزی ماهانه و روزانه ام فکر کنم.
۱۰. شب قبل از آزمون چه حالی داشتید؟ اضطراب داشتید، آرام بودید یا هنوز ذهنتان درگیر مرور مطالب بود؟
آرامش عجیبی داشتم. یه کم مطالب را مرور کردم، اما اضطراب نداشتم. فقط با خودم گفتم: «هر چی زحمت کشیدی، تا آخرین لحظه آزمون باید کار را انجام بدهی و تمام کنی؛ باقیش با خداست».
۱۱. وقتی از جلسه آزمون بیرون آمدید، حس خودتان نسبت به عملکردتان چه بود؟ فکر می کردید چه رتبه ای به دست بیاورید؟
من معمولاً در این چند سال اخیر سعی می کردم که در آزمون های حقوقی متعددی شرکت کنم و به این بهانه مطالب حقوقی را مرتب مرور کنم.
مثلاً در آزمون قضاوت سال ۱۴۰۴ هم شرکت کردم و پذیرفته شدم و در آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۵ رشته حقوق خصوصی هم شرکت کردم و رتبه ۳۶ کشوری را کسب کردم.
سعی می کردم در آزمون های متعدد حقوقی شرکت کنم و بعد از هر آزمون نیز تجربه آزمونم را یادداشت می کردم.
بعد از آزمون کتبی دکتری حقوق ۱۴۰۴، تجربه آزمونم را یادداشت کرده بودم و انتظارم این بود که رتبه ام حدوداً ۱۰۰ تا ۱۵۰ می شود.
۱۲. فاصله بین برگزاری آزمون و اعلام نتایج برایتان چطور گذشت؟ از آن آدم هایی بودید که مدام پاسخ ها و رتبه احتمالی را بررسی می کنند یا سعی کردید ذهن خودتان را از نتیجه دور نگه دارید؟
بعد از آزمون، برای مرحله مصاحبه آماده شدم و بعد از انجام مرحله مصاحبه، چند روزی استراحت کردم و به یک سفر کوتاه رفتم و مجدد مطالعه حقوقی ام را شروع کردم.
با خودم گفتم نتیجه هر چه باشد، به موقع منتشر می شود. ذهن خودم را درگیر نتیجه نکردم.
۱۳. قبولی در دکتری برای شما بیشتر معنای رسیدن به یک آرزو را داشت یا شروع یک مسیر تازه و سخت تر؟
هر دو… رسیدن به آرزوی قدم گذاشتن در مسیر علمی جدید، و شروع مسیری که می دونم از این به بعد پرمشقت تر و البته لذت بخش تر خواهد بود.
۱۴. دانشگاه شیراز برای شما چه جایگاهی داشت؟ وقتی نام این دانشگاه را در نتیجه قبولی دیدید، اولین تصویری که از آینده در ذهنتان شکل گرفت چه بود؟
دانشگاه سراسری شیراز برام نماد اعتبار علمی و نزدیکی به دریا و خاطرات جنوبه.
اینقدر این دو استان فارس و بوشهر به هم نزدیک هستند که تابستان ها بسیاری از همشهریان بوشهری را در شیراز و در زمستان هم وطنان شیرازی را در بوشهر می بینیم.
وقتی اسم دانشگاه شیراز را دیدم، علاوه بر این احساس نزدیکی، تصویر کلاس های پر از شوق و هم اندیشی با اساتید بزرگ جلوی چشمم آمد.
۱۵. برای رسیدن به این نتیجه از چه چیزهایی گذشتید؟ آیا مجبور شدید از تفریح، زمان خانواده، کار یا بخشی از زندگی شخصی تان کم کنید؟
از تفریح، سفرهای کوتاه، وقت با خانواده و دوستان و حتی کار کردن را نزدم.
اما سعی کردم در کنار همه اینها، استمرار در مطالعه نیز داشته باشم.
۱۶. در دوران مطالعه، بزرگ ترین ترستان چه بود؛ قبول نشدن، کمبود وقت، رقابت با دیگران یا اینکه احساس کنید از هدفی که برای خودتان ساخته اید دور شده اید؟
گاهی از این نگران می شدم که نکنه حقوق و مسیر حقوقی نیز در آینده روح مرا در زمینه علمی و کمک به همنوعان راضی نکنه. اما باز می گفتم این مسیر جدید جای کار و خدمت زیاد داره. پس ادامه می دادم.
و چون از یادگیری مطالب جدید لذت می بردم، به رقبا یا خود نفس آزمون ها زیاد توجه نمی کردم.
۱۷. اگر امروز بتوانید با «حمید روز اول شروع این مسیر» چند دقیقه صحبت کنید، چه حرفی به او می زنید؟
«اون تردیدهای اولیه رو کنار بذار، ابتدا در مورد هدفت تحقیق کن، تصمیم بگیر و عمل کن، صبور باش و ادامه بده. هر قدمت، هر روز تلاشت، یه روز به شکل یک نتیجه خوب برمی گرده بهت. فقط ادامه بده».
۱۸. این رتبه و این قبولی چه چیزی را درباره خودتان به شما ثابت کرد که شاید قبلاً نسبت به آن مطمئن نبودید؟
که اراده می تونه بر هر پیش فرضی غلبه کنه. شما تلاش کنی، گام برداری، قطعاً خدا هم کمک می کنه و نتیجه محقق میشه.
قطعاً همه ما یه سری مشکلاتی داریم، اما این نباید موجب بشه که ناامید بشیم و دست از تلاش کردن برداریم.
۱۹. اگر بخواهید کل مسیر از IT تا حقوق، وکالت و بعد دکتری را فقط در سه کلمه توصیف کنید، آن سه کلمه چیست؟
«تصمیم، استمرار، توکل».
۲۰. آقا حمید، جایی اشاره کردید که اولین نامی که بر زبان آوردید، نام حضرت ابوالفضل العباس(ع) بوده است. این ارادت از کجا در وجود شما شکل گرفته؟ در مسیرهایی مثل قبولی وکالت و بعد کنکور دکتری، چقدر به حضرت عباس(ع) متوسل شدید و از ایشان خواستید که نزد خداوند برایتان واسطه و شفیع باشند؟ اصلاً لحظه ای بوده که احساس کنید در یک نقطه سخت از زندگی، این توسل به شما آرامش و قوت قلب داده است؟ آیا دعای خیر کسی دیگه حس می کنید پشت این موضوع بوده؟ مثلاً مادر یا پدر؟
در کنار تلاش و کوشش، قطعاً همه این توفیق ها از لطف خداوند و نگاه ائمه اطهار علیهم السلام بوده است.
همواره در مشکلات، توکل به خداوند و توسل به ائمه اطهار موجب قوت قلب و صبوری و ادامه راه بوده است. جنوبی ها هم ارادت خاصی به حضرت ابوالفضل(ع) دارند و برای بنده نیز یک الگو بوده است.
من از پدر، مادرم، همسرم، خانواده و همه عزیزانی که در این راه کمک کرده اند تشکر می کنم. این توفیق ناچیز، از لطف، دعا و کمک عزیزان بوده است.
۲۱. و در آخر، اگر الان یک داوطلب این مصاحبه را بخواند که خسته شده، به خودش شک دارد یا فکر می کند برای تغییر مسیر دیر شده، حمید کبودجای چه حرفی برای او دارد؟
استمرار در یک مسیر، صبوری در یک راه، تو را به مقصد می رساند. شک نکن.
ضرب المثل «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود» در اینجا هم صدق می کند. توفیق و موفقیت ها یک شبه به وجود نمی آیند، برآیند و حاصل زحمات و تلاش های کوچک است.
خبرنگار پایگاه خبری جنوب استان می باشد.
دیدگاه بسته شده است.