روایت یک شاهد از سیل ایرانشهر و مرگ یک کودک بلوچ

در روایتی از روزهای پس از سیل ایرانشهر، راوی می‌گوید هنگام بازدید از خانه‌های تخریب‌شده در دره شهر، با خانواده‌ای بلوچ روبه‌رو شد که پیکر بی‌جان کودکی را حمل می‌کردند و این صحنه او را به گریه انداخت.

به گزارش جنوب استان، راوی این روایت می‌گوید در زمان سیل ایرانشهر و یک روز پس از فروکش کردن آن، همراه با آقای رحیمی و آقای راشد یزدی برای دیدن خانه‌هایی که سیل در دره شهر تخریب کرده و از جا رُفته بود، به بیرون شهر رفت.

او می‌افزاید در محل مشاهده کردند خانه‌هایی که در آنجا ساخته شده بود، به‌کلی نابود شده است. در همان زمان، خانواده‌ای بلوچ شامل چند زن، یک مرد و چند کودک از دور نزدیک شدند؛ مرد کودکی را در دست حمل می‌کرد و زنان گریه و زاری داشتند.

به گفته راوی، پس از نزدیک شدن خانواده مشخص شد کودکی که مرد حمل می‌کند جان باخته است. او می‌گوید این صحنه عمیقاً تکانش داد و با صدای بلند به گریه افتاد.

راوی با بیان اینکه نسبت به کودکان و زنان حساسیت ویژه‌ای دارد و تحمل آسیب یا اهانت به آنان را ندارد، می‌گوید از دیدن آن کودکِ جان‌باخته دچار اندوه شدید شد. به گفته او، خانواده متوجه گریه و تأثرش شدند و آقای راشد یزدی به او گفت که آنها از اینکه او بیش از خودشان متأثر شده، شگفت‌زده شده‌اند. راوی اضافه می‌کند که بعدها خبر گریه او میان بلوچ‌ها منتشر شد.