بازتعریف مدیریت تحول در پتروشیمی خارک با رویکرد پورضیایی

یک یادداشت تحلیلی با اشاره به رویکرد مدیریتی دکتر کمیل پورضیایی در پتروشیمی خارک، بر ضرورت گذار از «مدیریت ایستا» به «مدیریت تحول‌گرا» و نقش نوآوری، سرمایه انسانی و نگاه آینده‌نگر تاکید کرده است.

به گزارش جنوب استان، در متنی تحلیلی با محوریت پتروشیمی خارک، جزیره خارک فراتر از یک موقعیت جغرافیایی و به عنوان نمادی راهبردی در زنجیره ارزش انرژی و اقتصاد ایران توصیف شده و تاکید شده است مدیریت این مجموعه، نیازمند «معماری استراتژیک» و ترکیبی از دانش فنی، تجربه اجرایی و جسارت در تصمیم‌گیری است.

در این یادداشت آمده است که در ماه‌های اخیر، رویکرد مدیریتی دکتر کمیل پورضیایی در این مجتمع، بحث‌هایی را درباره ضرورت عبور از «مدیریت ایستا» به «مدیریت تحول‌گرا» مطرح کرده و هدف این رویکرد را جایگزینی پرسش «چگونه بهتر انجام دهیم» به جای «چگونه حفظ کنیم» عنوان کرده است؛ رویکردی که بر شکستن چارچوب‌های سنتی و شناسایی ظرفیت‌های مغفول‌مانده در دل محدودیت‌ها استوار دانسته شده است.

نویسنده با اشاره به مفهوم نوآوری در مدیریت صنعتی، تاکید کرده است نوآوری صرفاً به معنای خرید فناوری‌های گران‌قیمت نیست و می‌تواند در «بهینه‌سازی فرایندها» و «تغییر نگرش نیروی انسانی» بروز پیدا کند. در ادامه، فرهنگ‌سازی برای این نگاه که «وضع موجود، پایان مسیر نیست» از پیش‌نیازهای توسعه پایدار در پتروشیمی خارک معرفی شده است.

در بخش دیگری از متن، «سرمایه انسانی» به عنوان کانون هم‌افزایی مطرح و تاکید شده است تجهیزات و سرمایه‌های فیزیکی بدون نیروی انسانی متخصص و باانگیزه کارکردی ندارند. همچنین بر مشارکت‌جویی کارکنان و تغییر جایگاه نیروی انسانی از «مجری دستورات» به «شریک راهبردی» به عنوان محور این سبک مدیریتی اشاره شده است.

این یادداشت با اشاره به چالش‌هایی مانند تغییرات فناوری، سخت‌گیری‌های محیط‌زیستی و رقابت‌های منطقه‌ای در صنعت پتروشیمی، بر لزوم نگاه آینده‌نگر تاکید کرده و تلاش برای آماده‌سازی زیرساخت‌های پتروشیمی خارک جهت گذار از واکنش‌گرایی به پیش‌کنشی را نشانه رویکردی دانسته که این مجموعه را به عنوان یک نهاد اقتصادی پویا بازتعریف می‌کند.

در جمع‌بندی نیز آمده است آنچه در کارنامه مدیریت کنونی پتروشیمی خارک برجسته معرفی می‌شود، تمرکز بر «سازندگی زیرساختی» فراتر از پروژه‌های فیزیکی و تلاش برای معماری مسیری جدید برای ارتقای بهره‌وری است؛ الگویی که می‌تواند به عنوان تجربه‌ای قابل واکاوی در مدیریت صنایع استراتژیک کشور مورد تحلیل قرار گیرد.