اصلاح طلبان پس از سه دهه هنوز گفتمان منسجمی برای آموزش و پرورش ندارند

پروین تاج محمدی در یادداشتی نوشت اصلاح طلبان با وجود سه دهه توجه به آموزش و پرورش، هنوز الگوی منسجمی برای مدرسه، معلم، عدالت آموزشی و حکمرانی آموزشی ارائه نکرده اند.

به گزارش جنوب استان، پروین تاج محمدی در یادداشتی نوشت اصلاح طلبان سه دهه است آموزش و پرورش را یکی از مهم ترین پایگاه های اجتماعی خود می دانند، اما همچنان گفتمانی مستقل و نظریه ای منسجم درباره تعلیم و تربیت ارائه نکرده اند.

وی سند «مسائل آموزش و پرورش ایران» با مقدمه سیدمحمد خاتمی را آخرین و جدی ترین تلاش این جریان در این زمینه دانست؛ سندی که به نوشته او در آذر ۱۴۰۲ منتشر شد و بحران های کیفیت، عدالت و مشروعیت را شناسایی کرده و سیاست زدگی، تمرکزگرایی و نگاه دینی ظاهرگرایانه را از عوامل این وضعیت دانسته است.

تاج محمدی نوشت این سند بیش از آنکه چارچوب نظری جامعی باشد، دعوتی به گفت وگو است و همچنان الگوی مطلوب اصلاح طلبان برای مدرسه، معلم، عدالت آموزشی و نسبت دولت و جامعه مدنی روشن نیست.

او خلأ نظری اصلاح طلبان را در سه حوزه کیفیت آموزشی، عدالت آموزشی و مشروعیت آموزشی برجسته کرد و پیامد آن را «سردرگمی عملی» دانست؛ وضعیتی که به اعتقاد وی، دغدغه آموزش و پرورش را به مطالباتی مانند رتبه بندی، حقوق و انتصابات محدود کرده است.

به نوشته تاج محمدی، اصلاح طلبان در این سه دهه بیش از آنکه نسبت خود را با فلسفه تعلیم و تربیت بازتعریف کنند، درگیر سیاست زدگی روزمره و رقابت های جناحی شده اند. وی غفلت از نقش خانواده، نادیده گرفتن ظرفیت های جامعه مدنی در اداره مدارس و اصرار بر راه حل های دولتی و متمرکز را از نشانه های بحران هستی شناختی در مواجهه این جریان با آموزش و پرورش دانست.

وی همچنین فقدان یک پروژه فکری درباره نسبت انسان ایرانی امروز با علم، دین، سیاست و اخلاق را از عوامل بازماندن اصلاح طلبان از ارائه یک بدیل جامع عنوان کرد.

تاج محمدی حضور اصلاح طلبان در عرصه عملی آموزش و پرورش، به ویژه در سال های اخیر را کم رنگ و غیرتاثیرگذار ارزیابی کرد و نوشت با وجود تاکید این جریان بر جایگاه اجتماعی آموزش و پرورش، نقش آنان در تحولات میدانی مدارس، تدوین محتوای آموزشی و دفاع از منافع صنفی معلمان کمتر از حد انتظار بوده است.

او انفعال در برابر ساختار متمرکز آموزشی، فقدان کادر کارشناسی قوی و متخصص در حوزه علوم تربیتی، شکاف میان رهبران سیاسی و کنشگران میدانی و محافظه کاری فکری در برابر مسائل بنیادین آموزش و پرورش را از عوامل این وضعیت دانست.

به اعتقاد وی، این شرایط به افول جایگاه اصلاح طلبان در میان معلمان و دانش آموزان و بی اعتباری تدریجی گفتمان اصلاحات در عرصه تعلیم و تربیت منجر شده و بسیاری از فعالان میدانی آموزش و پرورش، اصلاح طلبان را بیشتر درگیر مدیریت بحران های روزمره و منافع جناحی می دانند تا تحول مدرسه.

تاج محمدی در ادامه به تجربه دولت اصلاحات اشاره کرد و نوشت طرح ادغام معاونت های آموزشی و پرورشی ناکام ماند و به ادغام چند اداره کل محدود شد. به نوشته او، دروس جدیدی مانند حقوق اساسی نیز با تغییر دولت به محاق رفت.

وی همچنین نوشت در دولت های یازدهم و دوازدهم، سازمان پژوهش در اختیار جریان مخالف بود و برنامه های تحولی در نطفه خفه شدند.

تاج محمدی تشکل های فرهنگی اصلاح طلب را نیز با بحران معنا و نمایندگی مواجه دانست و نوشت هنوز مشخص نیست این تشکل ها نماینده کدام طیف معلمان و با چه مبانی نظری هستند.

او در پایان با اشاره به دگرگونی های جمعیتی، فناوری و فرهنگی ایران، بازاندیشی در فلسفه تعلیم و تربیت را برای اصلاح طلبان ضرورتی اجتناب ناپذیر دانست و نوشت پس از سه دهه، زمان عبور از مدیریت روزمره و رسیدن به گفتمانی منسجم فرا رسیده است؛ گفتمانی که تصویری روشن از مدرسه آینده، نقش معلم، عدالت، شهروندی و حکمرانی آموزشی ترسیم کند.

تاج محمدی در پایان یادداشت خود تاکید کرد: «آینده ایران، به خوبی امروز مدارسش گره خورده است.»